با مرگ نمیشه جنگید

:: با مرگ نمیشه جنگید

با مرگ نمیشه جنگید

میشه؟

هیچ وقت ........داره هر لحظه به من نزدیک میشه .......جالبه که من هر روز دارم بدتر از دیروز میشم

خبرهای تلخ این روزا داره قلبمو به درد میاره

این روزا خیلی سختمه

خدایا لا اقل هیچ صدایی از من نمیشنوی اینو بشنو

گربه کوچلو داره تلف میشه و من هیچ کاری از دستم بر نمیاد ....هیچ کاری

مادرشو برسون

اگه اونم بمیره دردای من تکمیل میشه ،حال خودم ،حال دختر خاله ها...


من از سیزده سالگی یه فوتبالی حرفه ای شدم

یه فوتبال بین خبره ،یه پرسپولیسی هزار اتیشه !هیچ وقت یادم نمیره دربی 83 گل دقیقه نود پیروز قربانی که چقدر زار زدم ،یا پیروزی پرسپولیس با پاس(اون موقعها پاس مال تهران بود جواد نکونام ومسعود شجاعیم با اون موهای کوتاه وپرپشتش بازیکناش بودن) با گل سهراب انتظاری.....من با این خاطره ها بزرگ شدم ،با البوم جمع کردنا ،با دعاهای سر نمازا ،با عکس جمع کردنا ،با کری خوندنا تو مدرسه

سخته ادم حالا بشنوه یکی از همون خاطره سازا رفته .....سخته بعد این هم بی خبری ازش یهو بشنوی که دیگه نفس نمیکشه

پسر نوزده ساله مو فرفری اون سالای پرسپولیس! من چشمم به پاهای تک تکتون خشک میشد که گل بزنین تا بعد بازی اشکم در نیاد

اون سالا انقدر پرسپولیس باخت وباخت که دیگه بریدم ....همه بچه ها تک تک رفتن همه ی اونایی که من با تک تکشون خاطره داشتم و من دیگه کم کم ،کم کم از پرسپولیس دست کشیدم ،از فوتبال هم.........شایدم بزرگ شدم وفوتبال تو سردرگمی های زندگیم گم شد

دیگه هیچ دربی برام جذاب نبود چون نه جواد کاظمیانی بود نه مهرداد اولادی نه مهرزاد معدنچی ونه سهراب انتظاری.....


انگار که پیر شده باشم دارم پرپر شدن همه ی هم نسلیامو با چشمای خسته ام میبینم

چرا؟

چرا تو جوونی پیر شدیم

انگار مرگ به من نزدیک شده

اما با مرگ نمیشه جنگید ...


همین


منبع : برای دلمبا مرگ نمیشه جنگید
برچسب ها : پرسپولیس ,خاطره ,میشه ,جنگید ,نمیشه ,نمیشه جنگید ,سهراب انتظاری

روزایی که گذشت

:: روزایی که گذشت

چقد جالب که نود وچهار هم روزای خوبی داشته

همین الان داشتم همه ی این پستایی که نوشتم رو مرور میکردم

دیدم نه واقعن سال نود وچهار یه چن تا روزای خوشم بهمون نشون داده ......البته من کلن موافق اینم که نود وچهار خیلی بهتر از سال نود وسه بود ........حالا ببین اون چی بود

سالای فرد برای من از بچگی تا الان خیلی خیلی خوش یوم هستن ایشاله امسالم باشه

با اینکه اصلن حال خوبی ندارم اما  یکم نوشتم

امسال خاطره خوی از سفره هفت سین ندارم وهمین طور از نوروزشو سیزده بدری که سر خاک یکی از عزیزترینای فامیل گذشت

خدا بیامرزتش

ایشاله که امسال سال خوبی خواهد بود.......چون انگار خدا نظرش برنگشته و ادمایی که دوسشون داره رو پیش خودش میبره ،اینطوری جاشونم راحتتره پیش خدا



دلم گرفت

همین

منبع : برای دلمروزایی که گذشت
برچسب ها : خیلی ,خوبی ,وچهار

خدا رو شکر

:: خدا رو شکر

خدا رو شکر


کفشایم کو؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

بابام که چی بگم والا!

اوضاع کاری خوبه

خرید ؟ چی هست؟

سبلان پا برجاست .......بعد زمستون کمتر میشه دید زدش

دلشوره چک ،فک کنم داره حل میشه 

مبل،میترسم از بابا

قالی هم که موند

شب کوک رو میبینم

تمام سعیم اینه که روی قولم پا بند باشم

دفترمو ننوشتم اما...

زندگی میکنم

نفس میکشم

مگه میشه باشی و تنها بمونم...

تحمل نداره نباشی دلی که تو تنها خداشیییییییییییی......


خلاصه ای از اتفاقات این روزا دم عید .....روزهای اخر زمستون که من عاشقشم

همین

منبع : برای دلمخدا رو شکر
برچسب ها :

غزل

:: غزل

فک کنم دم دمای عید ادم انقدر کار و دل مشغولی داره که اصلن وقت سر خواروندن نداره .....اتفاقا زیادم سر ادم میخاره از بس دیر به دیر میره حموم با این اوضاع گردگیرایی خونه ،کلن تار عنکبوت بسته ...

ولی وقت برا نوشتن خوندن یه غزل همیشه هست

از چن روز پیش همش میخاستم مثنوی معنوی بزارم اما اصلن وقت نشد ولی الان دلم غزل میخاد


شور دیدارت اگر شعله به دل‌ها بکشد
رود را از جگر کوه بـه دریا بکشد


گیسوان تو شبیه است به شب اما نه!
شب که اینقدر نباید بــه درازا بکشد


خود شناسی قدم اول عاشق شدن است
وای بر یوسف اگر ناز زلیخا بکشد


عقل یک دل شده با عشق فقط می‌ترسم
هم به حاشا بکشد هم به تماشا بکشد


یکی از ما دو نفر کشته به دست دگری است
وای اگر کار من و عشق به فردا بکشد


زخمی کینه‌ی من این تو و این سینه‌ی من
من خودم خواسته‌ام کار به اینجا بکشد


حال با پای خودت سر به بیابان بگذار
پیش از آنی که تو را عشق به صحرا بکشد



پ.ن:فاضل نظری مثه همیشه هم زیبا گفته و هم عمیق

باید زیاد بهش فک کرد ،پیش از انی که تو را عشق به صحرا بکشد

2:اگه تونستم تا سال نو یه غزل قشنگ از حامد عسگری هم میزارم خیلی وقته که ازش شعری نزاشتم هر چند چن وقت پیش داشتم گزیده اشعارشو میخوندم ..........یاد یه اتفاق با مزه هم افتادم ،یه شب که شعر ازش خوندم وخوابیدم صبح که بیدار شدم هنوز از جام بلند نشده ناخود اگاه بلند بلند گفتم :تو را هر قدر عطر یاس و ابریشم بغل کرده ، مرا صدها برابر غصه وماتم بغل کرده...

ههههههه....خواهرم داشت جلو اینه موهاشو میبست با تعجب برگشت نگام کرد بنده خدا  فک کرد دارم تو خوابمم شعر میخونم:))))))))


اگه عمری بود همین غزلو میزارم ......میخام همین روزای اسفند ماه همین امسال با عطر یاس عطراگین باشه و سال بعد که میخونم بفهمم که حال دلم چقد خوب بود با غزل درست تو کمتر از بیست روز مونده به سال جدید

همین

94/12/10



منبع : برای دلمغزل
برچسب ها : بکشد ,همین ,صحرا بکشد

این روزها

:: این روزها

این روزها

گدایی میکنم

ازمردم شهر ،دستهایشان را

این انگشتان برای حساب روزهای  نبودنت  کم  اورده اند


          

                                                                                        

فرشاد بیات



منبع : برای دلماین روزها
برچسب ها :

26 بهمن

:: 26 بهمن

یکی از جذابترین ماههای سال ماه اسفنده ....

هرچند از راه نرسیده بوی خریداشو شلوغی خیابونا وبازارا به گوش میرسه

البته نباید از این نکته بسیار مهم غافل شد که همه این اتفاقا و ذوق داشتنا وقتی خیلی پر رنگتر هست که پای پولی در میون باشه.....وگرنه ...

بقول یه عزیزی

خدایا جیبامونو مثل دلامون خالی نذار.......امین

خواهرم میگه چن وقت پیش یکی از این کسایی که هستن وایمیاستن جلو پاساژا ومغازه هاشونو تبلیغ میکنن به یه اقایی گفته اقا همه جنسامونو حراج کردیم ببین پالتو هامون چقد ارزونه .....یارو هم در عین خونسردی وناباوری برگشته با صدای بلند گفته اقا بگو هزار تومن وقتی ندارم چی بخرم .....:)))))))))))

البته راستم گفته والا


اما خب فارغ از دغدغه  همیشگی که همون پول هست بایرام آییی یه چیز دیگه است .....پول که همیشه خدا نیست مهم دل خوشه که این روزا ادما دارن ......انگار همه ماه رو صب کردیم که نزدیک عید بشه حتی خلال دندونمونم بخریم .....خدایی دلچسبتر از این هست ......حالا دوست من همه سالو برا گوشیش شارژ نمیخرید میگفت گذاشتمش دم عید بخرم ....حتی در این حدم داریم .......حالا من که به این سن رسیدم تا حالا نفهمیدم که چرا ادم همه ی لزومات زندگیشو نگه میداره تا دم عید بخره ....نمیدونم چرا؟

بنظر من همه ی این اتفاقای ریز و درشته که برای هیجان به دست اوردن همهی ایده ال ها ،عید رو برامون جذاب وجذابتر میکنه .....

همه چیز عید وسال تحویل خوبه وعالی یه جور هیجان وخوشحالی وتحول وسر زندگی هست بغیر چن تا نکته اساسی یکی این که وقتی سال تحویل میشه یه جور افسردگی فلسفی به سراغ ادم میاد یه چیزی شبیه به این که :سنت بالاتر رفت وداری پیر میشی

این نوع افسردگی رو خودم کشف کردم البته این نوع افسردگی زمانی که به روز تولدت نزدیک میشه هم هست .....یه نوع دیگه افسردگی هم هست که خواهر گرامیم کشف کرده که بهش میگه افسردگی بعد از حمام .....البته جزییاتشو از خودش باید بپرسم بعدا در یه پست مفصلن در موردش مینویسم......

بدی دیگه عید سر وصدای ناشی از ترقه واین چیزاست که من ازش بیزارم وحتی همین الانم داره از کوچه به گوش میرسه

و بدی دیگه دید وبازدید عید هستش که من با بازدیدش خیلی مشکل دارم (البته دارم با ترس از این جمله یاد میکنم چون ممکنه برام اتفاقی بیوفته که خدای نکره خدای نکرده .....اونوقت خواهران محترمم هی بهم سرکوفت بزنن که این ناشی از ناشکریت .....پس بگذریم از این جمله)

بدی دیگه اشم فک کنم برای سرپرستای خانوارها هستش که پرهزینه هست وپول وپول وپول نیاز داره

دیگه مابقی خوبی وخوشی

پس برای همه ی این خوشی ها باید خیلی زیاد شاکر باشیم

الحمدالله...الحمدالله...

همین


پ.ن 1:اگه برا شما هام بدی داره خوشحال میشم منم در جریان بزارین :)

2:این اکتشافات مال من و خونواده منه پس خواهشا سرقت روانشناسی نشه(ایکون چشمک)

3:یادم هست ......ممنون بابت این که تو برگشتی به این خونه وبه دلم...

منبع : برای دلم26 بهمن
برچسب ها : افسردگی ,البته ,وپول ,گفته ,خیلی ,حالا ,وپول وپول